الحکایه و التمثیل

یکی برخم نشست و خویش خم ساخت

که اطلس بایدم با اسب و با ساخت

بدو گفتند تا اطلس شود راست

ز کرباست بباید پیرهن خواست

برین آن مرد در خم خورد سوگند

که سوگندم نخواهم برخم افکند

که تا من اطلس رومی نبینم

درین خم تا بمیرم می‌نشینم