الحکایه و التمثیل

یکی شاگرد احول داشت استاد

مگر شاگرد را جایی فرستاد

که ما را یک قرابه روغن آنجاست

بیاور زود آن شاگرد برخاست

چو آنجا شد که گفت و دیده بگماشت

قرابه چون دو دید احول عجب داشت

بر استاد آمد گفت ای پیر

دو می‌بینم قرابه من چه تدبیر