الحکایه و التمثیل

غلامی با طبق می‌رفت خاموش

طبق را سر بپوشیده بسرپوش

یکی گفتش چه داری بر طبق تو

مکن کژی بگو با من بحق تو

غلامش گفت ای سرگشته خاموش

چرا پوشیده‌اند این بر تو سر پوش

ز روی عقل اگر بایستی این راز

که تو دانستیی بودی سرش باز