المقاله الثالث عشر
من مسکین بسی بیدار بودم
بعمری در پی این کار بودم
درین دریا بسی کشتی براندم
بآخر رخت در دریا فشاندم
درین اندیشه بودم سالها من
بسی معلوم کردم حالها من
همه گر پس رو و گر پیش وایند
درین حیرت برابر مینمایند
من مسکین بسی بیدار بودم
بعمری در پی این کار بودم
درین دریا بسی کشتی براندم
بآخر رخت در دریا فشاندم
درین اندیشه بودم سالها من
بسی معلوم کردم حالها من
همه گر پس رو و گر پیش وایند
درین حیرت برابر مینمایند