المقاله السادسه عشر

گرت ملک جهان زیر نگین است

بآخر جای تو زیر زمین است

نماند کس بدنیا جاودانی

بگورستان نگر گر می‌ندانی

جهان را چون رباطی با دود ردان

کزین در چون درآیی بگذری زان

تو غافل خفته وز هیچت خبرنه

بخواهی مرد گر خواهی وگرنه