الحکایه و التمثیل

یکی دیوانهٔ را دید شاهی

نهاده کاسهٔ سر پیش راهی

بمجنون گفت با این کاسهٔ در بر

چه سودا می‌پزی در کاسهٔ سر

بشه گفتا که شه اندیشه کردم

ترا با خویشتن هم پیشه کردم

ندانم کلهٔ چون من گداییست

و یا خود آن چون تو پادشاییست