الحکایه و التمثیل

یکی چندانک در ره ژنده دیدی

جز آن کارش نبودی ژنده چیدی

شبی چون پرشدش از ژنده خانه

فتادش اخگری اندر میانه

همه ژنده بسوخت او در میان هم

کرا در هر دو عالم بود از آن غم

الا یا ژنده چین ژنده چه چینی

میان ژنده تا چندی نشستی