الحکایه و التمثیل

درآمد آن فقیر از خانقاهی

نهاده بر سر از ژنده کلاهی

یکی گفتش بطیبت ای خردمند

کلاه ار می‌فروشی قیمتش چند

جواب این بود آن درویش دین را

بکل کون نفروشم من این را

بسی خلقم خریدار کلاه‌اند

بکل کون از من می بخواهند