المقاله الحادیه و العشرون

مشو مغرور ملک و گنج و دینار

که دنیا یاددارد چون تو بسیار

خدا را زان پرست از جان پرنور

که استحقاق دارد وز طمع دور

بهر کاری خدا را یاد می‌دار

خدا را تا توی از یاد مگذار

بکاری گر مدد خواهی ازو خواه

که به زین در نیابی هیچ در گاه