... آغاز داستان

کنیزی بود قیصر را در ایوان

که بودش مشتری هندوی دربان

نبودی آدمی در روم و بغداد

بزیبایی آن حور پری زاد

لبش جان داروی دلبستگان بود

مفرّح نامهٔدلخستگان بود

دهانش پر شکر چون نُقل دانی

چگویم پستهٔ چون ناردانی