بازگردیدن بسر قصه

الا ای کبک کهسار معانی

چو آتش خورده آب زندگانی

بمانده در کنار خضر و الیاس

شده مشغول دُر سفتن بالماس

ترا چون چشمهٔ خضرست بر در

چه ماندی در عجایب چون سکندر

ز تاریکی، بسوی چشمه شو باز

ز چشمه، گوهر روشن برانداز