بازگفتن حُسنا مكر خود با خسرو

فغان برداشت آن مسکین مکّار

که زنهار، الا مان ای شاه، زنهار

بجان زنهار ده تا بازگویم

که چون زنهار دادی راز گویم

شه زنهار ده، زنهار دادش

دو گوش، آنگه سوی گفتار دادش

بدی میخواست گلرخ را از آن کار

خود او ماند ای عجب در زیر این بار