آمدن فرّخ بترکستان بطلب گل

بگفت این وز پیش شاه برخاست

وداعش کردو بهر راه برخاست

بآخر چون بترکستان رسید او

سرای و قصر شاه چین بدید او

بسی درگرد آن منظرنگه کرد

نشان آنجا که خواست آنجایگه کرد

ببود آنروز، تا شب گشت نزدیک

کواکب روشن و شب گشت تاریک