رزم خسرو با شاپور

بآخر کار حرب آغاز کرد او

علم را دامن از هم باز کرد او

سپاهش خیمه بر هامون کشیدند

چو لاله تیغها بر خون کشیدند

بدشت و کوه در چندان سپه بود

که زان، روی همه عالم سیه بود

چو صور صبح در دنیا دمیدند

ز بستر خفتگان در میرمیدند