غزل شمارهٔ ۷۸۲

خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد

خبرت هست که دی گم شد و تابستان شد

خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغ

زیر لب خنده زنانند که کار آسان شد

خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسید

در سماع آمد و استاد همه مرغان شد

خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت

مژده نو بشنید از گل و دست افشان شد