غزل شمارهٔ ۸۰۷

لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید

لحظه‌ای قصه آن غمزه خون ریز کنید

در فراق لب چون شکر او تلخ شدیم

زان شکرهای خدایانه شکرریز کنید

هندوی شب سر زلفین ببرد ز طمع

زلف او گر بفشانید عبربیز کنید

بس زبان کز صفت آن لب او کند شود

چون سنان نظر از دولت او تیز کنید