غزل شمارهٔ ۸۲۳

عمر بر اومید فردا می‌رود

غافلانه سوی غوغا می‌رود

روزگار خویش را امروز دان

بنگرش تا در چه سودا می‌رود

گه به کیسه گه به کاسه عمر رفت

هر نفس از کیسه ما می‌رود

مرگ یک یک می‌برد وز هیبتش

عاقلان را رنگ و سیما می‌رود