غزل شمارهٔ ۸۲۴

عاشقان پیدا و دلبر ناپدید

در همه عالم چنین عشقی که دید

نارسیده یک لبی بر نقش جان

صد هزاران جان‌ها تا لب رسید

قاب قوسین از علی تیری فکند

تا سپرهای فلک‌ها را درید

ناکشیده دامن معشوق غیب

دل هزاران محنت و ضربت کشید