غزل شمارهٔ ۸۳۳

مرگ ما هست عروسی ابد

سر آن چیست هو الله احد

شمس تفریق شد از روزنه‌ها

بسته شد روزنه‌ها رفت عدد

آن عددها که در انگور بود

نیست در شیره کز انگور چکد

هر کی زنده‌ست به نورالله

مرگ این روح مر او راست مدد