غزل شمارهٔ ۸۳۴

از دل رفته نشان می‌آید

بوی آن جان و جهان می‌آید

نعره و غلغله آن مستان

آشکارا و نهان می‌آید

گوهر از هر طرفی می‌تابد

پای کوبان سوی جان می‌آید

از در مشعله داران فلک

آتش دل به دهان می‌آید