غزل شمارهٔ ۸۷۶

تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

درده شراب و واخرام از بیم و از امید

پیش آر جام آتش اندیشه سوز را

کاندیشه‌هاست در سرم از بیم و از امید

کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست

بنما که زیر لنگرم از بیم و از امید

آن زر سرخ و نقد طرب را بده که من

رخسارزرد چون زرم از بیم و از امید