غزل شمارهٔ ۹۴۲

اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

تو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد

هزار عاشق داری تو را به جان جویان

که تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد

ز عشق عاشق درویش خلق در عجبند

که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد

عجب نباشد اگر مرده‌ای بجوید جان

و یا گیاه بپژمرده‌ای صبا خواهد