غزل شمارهٔ ۹۴۶
میان باغ گل سرخهای و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
پیالهای به من آورد لاله که بخوری
خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد
گلو چه حاجت مینوش بیگلو و دهان
رحیق غیب که طعم سقا همو دارد
چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد