غزل شمارهٔ ۹۵۶
ز جان سوختهام خلق را حذار کنید
که الله الله ز آتش رخان فرار کنید
که آتش رخشان خاصیت چنین دارد
که هر قرار که دارید بیقرار کنید
دلی که کاهل گردد نداش میآید
که زنده است سلیمان عشق کار کنید
مباش کاهل کاین قافله روانه شدست
ز قافله بممانید و زود بار کنید