غزل شمارهٔ ۹۸۳
هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
نیک فارغ ز نام و ننگ آمد
نشود بند گفت و گوی جهان
شیرگیری که چون پلنگ آمد
شیشه عشق را فراغتها است
گر بر او صد هزار سنگ آمد
نام و ناموس کی شود مانع
چونک آن دلربای شنگ آمد
هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
نیک فارغ ز نام و ننگ آمد
نشود بند گفت و گوی جهان
شیرگیری که چون پلنگ آمد
شیشه عشق را فراغتها است
گر بر او صد هزار سنگ آمد
نام و ناموس کی شود مانع
چونک آن دلربای شنگ آمد