غزل شمارهٔ ۱۰۰۴

دوش دل عربده گر با کی بود

مشت کی کردست دو چشمش کبود

آن دل پرخواره ز عشق شراب

هفت قدح از دگران برفزود

مست شد و بر سر کوی اوفتاد

دست زنان ناگه خوابش ربود

آن عسسی رفت قبایش ببرد

وان دگری شد کمرش را گشود