در نموداری جان در اعیان فرماید

بتو پیداست جان ای غافل اینجا

گشاده او ترا از خود دل اینجا

بتو پیداست جانان مینبینی

از آن مرد درد را درمان نبینی

بتو پیداست جانان اندر اینجا

گشاده او ترا در از خود اینجا

ترا کی عاشقی خوانم که جانت

بیابد همچو من راز نهانت