در فنای این جهان و بقای آن جهان فرماید

ز اوّل جمله اشیاهست پیدا

که هر یک درچه خواهد بود پیدا

ز اوّل جان و صورت باشد و بس

نداند هیچکس جز حق مراین بس

ز اوّل صورت اندر تخت این خاک

که نگذارد ورا دوران افلاک

ز اوّل جمله چون رفتی سرآمد

بجز تو این همه نقشی برآمد