غزل شمارهٔ ۱۰۲۶

گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر

ور چه نه به میدانیم در کر و فریم آخر

گر باده دهی ور نی زان باده دوشینه

از دادن و نادادن بس بی‌خبریم آخر

ای عشق چه زیبایی چه راوق و گیرایی

گر رفت زر و کیسه در کان زریم آخر

ای طعنه زنان بر ما بگشاده زبان بر ما

باری ز شما خامان ما مستتریم آخر