در عتاب کردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم در گندم خوردن و عاجز شدن آدم در گناه و مقرّ شدن و توبه کردن فرماید

ندا آمد زحضرت ناگهانی

ز من بشنو تو این سرّ معانی

که ای آدم نگفتم مر تراهان

بخوردی گندمت آخر بخورهان

بگو تاگندم از بهر چه خوردی

تو فرمان من اینجاگه نبردی

ز نافرمانیت اکنون چسازم

ترا در آتش غیرت گدازم