در تجلی جلال و ناپدید شدن اشیاء فرماید

جلال من فنای جاودانیست

نمود من بقای جاودانی است

جلال من ز ذاتم در صفاتست

همه ذرّات من در عشق ماتست

جلال من کجا هرگز کسی دید

اگرچه عقل اینجا پیر گردید

جلال من ندید اینجا عیانی

بسی دم زد ز اسرار معانی