در سئوال کردن مرید ا زحضرت شیخ که شیطان مرا زحمت میدهد و جواب دادن شیخ مرید را فرماید

یکی پیری ز پیران گشت واصل

مر او را گشت کل مقصود حاصل

چنان شد کز همه عالم نهان شد

درون خلوت دل جان جان شد

شب و روزش به جز طاعت نبُد کار

ز کل قانع شده بر روی دلدار

چنان واصل بُد اندر خانقه او

نهانی دیده بودش روی شه او