غزل شمارهٔ ۱۰۳۰

نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر

بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر

هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را

زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور

نوری که نیارم گفت در پای تو می‌افتد

معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر

در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو

ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر