در حکایت پاکبازی و طلب کردن حقیقت ذات و آوازدادن هاتف آن طالب را فرماید

چنین گفتست اینجا پاکبازی

که میکردم طلب از خویش رازی

بسی سال اندر این سر بودم اینجا

حقیقت جزو و کل پیمودم اینجا

طلب میکردم اینجاگه یکی من

بدیدم ناگهانی بیشکی من

درون میجستم اسرار حقیقت

برون بردم زدیوار طبیعت