در صفت وصل و دریافتن راز کل بهر نوع فرماید

تو او باشی و او تو من چگویم

بجز درمان دردت می چه جویم

خوشا آن دم که پرده بفکند یار

ز پنهانی نماید عین دیدار

خوشا آن دم که جان و تن نماند

بجز حق هیچ ما و من نماند

خوشا آن دم که بینی روی جانان

تو باشی در یکی هم سوی جانان