در عیان دیدن جانان فرماید

منم در بود تو بودم تو بنگر

حقیقت عین معبودم تو بنگر

منم بوده رخ و تا بنگری تو

ز وصلم هر زمانی برخوری تو

ره شرعت سپردم همچو عشاق

که تا کردی مرا در جزو و کل طاق

ره شرعت سپردم سالکانه

که تا دادی رهم را بی بهانه