در حکایت مجنون و اسرار او فرماید

یکی پرسید از مجنون یکی روز

که ای اندر بلای عشق پیروز

وصال دوست داری بی بهانه

چرا مجنون شدی اینت بهانه

چو لیلی در زمانت رخ نماید

دم از آئینهات کلّی رباید

ترا لیلی چو دیدارست حاصل

چرا هر لحظه میگردی تو عاقل