غزل شمارهٔ ۱۰۳۵

ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر

گویی که نزد مرگ تو را حلقه به در بر

بندیش از آن روز که دم‌های شماری

تو می‌زنی و وهم زنت شوی دگر بر

خود را تو سپر کن به قبول همه احکام

زان پیش که تیر اجل آید به سپر بر

از آدمی ادراک و نظر باشد مقصود

کای رحمت پیوسته به ادراک و نظر بر