سؤال کردن صاحب راز از شیخ عطّار قدّس سرّه

سؤالی کرد از من صاحب راز

که دریابد مگر از خود یقین باز

که چون بد تا که خود میدید ابلیس

یقین افتاده بُد در مکر و تلبیس

نمیدانست کو دانای بوداست

که با جمله یقین گفت و شنود است

چرااندیشه کرد از بیوفائی

در این شرک او زید اندر خدائی