غزل شمارهٔ ۱۰۳۸

به حسن تو نباشد یار دیگر

درآ ای ماه خوبان بار دیگر

مرا غیر تماشای جمالت

مبادا در دو عالم کار دیگر

بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز

اگر بودی چو تو عیار دیگر

چو خورشید جمالت روی بنمود

ز هر ذره شنو اقرار دیگر