در بیان حال و منع آنهائی که اهل شرند واز خود بیخبرند و دیگران را احتساب فرمایند

بوی سرگین در دماغت هست چست

محتسب گشتی که دینم شد درست

روز مانی احتساب خویش کن

ترک کردار و کتاب خویش کن

گرکنی تو همچو بهمان احتساب

بر سرت آید عذاب بی‌حساب

برگذر زین کار و از آزار خلق

ورنه چون دزدان بیاویزی بحلق