در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید

بودم اندر تون بوقت کودکی

داده از کف رشتهٔ آسودگی

زار و بیمار و ضعیف و ناتوان

مانده از من یک رمق از نیم جان

هشت ماه متّصل بیمار و زار

بودم افتاده بکنجی سوگوار

همچونی بگداخته اعضای من

رفته بود از کار سر تا پای من