در خاتمه کلام و تاریخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرت

اندر آن سالی که طبعم گشت یار

بود سال پانصد و هشتاد و چار

سال عمر من ز صد بگذشته بود

جمله اعضایم بدرد آغشته بود

تخم نیکوئی بکشتم در جهان

وین چنین مظهر نوشتم در جهان

سرّ غیبی کردم از مظهر عیان

ختم کردم من سخن نعم البیان