المقالة الثانیه

سالک اسراف کرده در طلب

پیش اسرافیل آمد جان بلب

گفت ای در پرده همدم آمده

هم مکرم هم معظم آمده

ای بسر استاده قایم عرش را

عرش کرده خاک پایت فرش را

گه بمیرانی و گه زنده کنی

گاه برداری گه افکنده کنی