المقالة السادسه

سالک آمد پیش عرش صعبناک

گفت ای سر حد جسم و جان پاک

هفت گلشن نقطهٔ پرگار تو

هشت جنت غرقهٔ انوار تو

اولین بنیاد در عالم توئی

واپسین جسمی که ماند هم توئی

جسم و جان را کار پرداز آمدی

جزو و کل را قبهٔ راز آمدی