غزل شمارهٔ ۱۰۵۴

ای یار شگرف در همه کار

عیاره و عاشق تو عیار

تو روز قیامتی که از تو

زیر و زبرست شهر و بازار

من زاری عاشقان چه گویم

ای معشوقان ز عشق تو زار

در روز اجل چو من بمیرم

در گور مکن مرا نگهدار