الحكایة و التمثیل

بود دزدی دزدی بسیار کرد

تا خلیفهش عاقبت بردار کرد

میگذشت آنجایگه شبلی مگر

چشم افتادش بران زیر و زبر

اشک بر رویش ز کار او دوید

نعرهٔ زد پیش دار او دوید

بوسهٔ بر پای او داد و برفت

پیش او دستار بنهاد و برفت