الحكایة و التمثیل

چون زلیخا شد ز یوسف بی قرار

با میان آورد عشقش از کنار

بر زلیخا شد همه عالم سیاه

تا کند یوسف بسوی او نگاه

ذرهٔ یوسف بدو می ننگریست

تا زلیخا بر سر او میگریست

هر زمان از پیش او برخاستی

خویش از نوع دگر آراستی