الحكایة و التمثیل

گفت هارون عشق مجنون میشنود

آن هوس او را چو مجنون در ربود

خواست تا دیدار لیلی بند او

پیش لیلی یک نفس بنشیند او

خواست لیلی را و چون کردش نگاه

سهل آمد روی او در چشم شاه

خواند مجنون را و گفت ای بیخبر

نیست لیلی را جمالی بیشتر