الحكایة و التمثیل

پادشاهی دختری دلبند داشت

هر دو عالم وقف یک یک بند داشت

هر سر موئیش خونی کرده بود

سرکشان را سرنگونی کرده بود

عاشقی آتش فشانش اوفتاد

شور در دریای جانش اوفتاد

بیقراری کرد در جانش قرار

از میان خلق آمد با کنار